در نگاه اول نگارندگان سردفتری هستند که با تفریط و تعدی و آگاهانه به زیان شهرت و اعتبار نهاد سردفتری 1 1 کار میکنند و برای کار همکاران خویش و آبرو و حیثیت آنان احترامی قائل نیستند . اینان که با نفوذ در برخی رسانه ها ژست عداالتخواه و انساندوستانه بخود گرفته و عملکرد قانونی نهادسردفتری اسناد رسمی که تحت بازرسی شدید و نظارت های قانونی شفاف می باشد را مصادره و تحریف کرده و به دلخواه خود 1 1و یا باعث ایراد خسارت های 1 و 1 شده و اذهان جمعیت بزرگ 50هزار نفری خانواده نهاد سردفتری و دفتریاری را مشوش می نمایند .این افراد از اینکه نشانی انحصار فساد زا را در جاهای دیگرباید جستجو کنند بطرز اختیاری غافلند و فارغ از قبول مسئولیت و با اعراض از وفاداری و صمیمیت به حرفه سردفتری اسناد رسمی با بکاربگیری مفاهیمی همچون عدالت و آزادی بصورت فرمالیته در گزارشات خود راه و مقصد و ساختار این نهاد را آلوده و لکه دار کرده اند !
براستی سردفتری اسنادرسمی خدمتی عمومی -حاکمیتی است یا ثروتی وسوسه انگیز که همچون پست ،راه آهن ،برق ،آب و گاز تلفن،شیلات و معادن بهره برداری از آن واقعا میتواند انحصاری باشد یا بهانه ای برای اشتغال سازی ، وصول عوارض و مالیات ،حفاظت از نظم عمومی وقضازدایی؟!
روشن است که سردفتری اسناد رسمی خدمتی است عمومی که ایجاد و محدودسازی آن فقط در صلاحیت مجالس قانونگذاری وقوای حاکمه است است خدمتی که ورود به آن با تحصیلات کارشناسی ،آزمون،اختبار و گزینش میسر است و با ابلاغ سردفتری آغاز وبدون توزیع مسئولیت ، با فرسایش روح و جسم سردفتر در محدوده مسئولیت انتظامی ،کیفری و مدنی با هدف کاهش دعاوی ،ایجاد الزام و امنیت در اسناد ،جلوگیری از بروز اختلافات مالکیتی،پیشگیری از پرخاش افراد به یکدیگر و نزاع و آشوب در جامعه سپری میشود و درنهایت به حقوق مکتسبه و درپایان امتیازسردفتری نام میگیرد نامی وسوسه انگیز در زمانه ی گرانی نرخ زندگی و حتی تنفس بهانه تخریب سردفتر و نهاد سردفتری اسناد رسمی در رسانه های خاص توسط افرادی غیر وفادار به این حرفه گردیده است که به لطف تحریف حقیقت توسط این معاندین در رسانه های خاص و فقدان فرصت مطالعه و مشورت توسط برخی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی این حق مکتسبه نیز تضییع و به فنا رفته است !
این روزها در شرایطی که حق طلبی و دفاع از حاکمیت قانون به یک مطالبه ملی و جنبشی پویا توسط سردفتران و دفتریاران کشورمان تبدیل شده و دفترخانه که یک قرن است بعنوان مامن و صحنه ی پایان اختلافات قبل از دادگاه و خاتمه ی چالش های قضایی در فرهنگ و روابط اجتماعی -اقتصادی مردم شریف ایران اسلامی بوده و می باشد 1 نظامی نمای 1 -که در طول ماهها و سالهای قبل با سانسور و انحراف در تبیین جایگاه واقعی نهاد سردفتری اسناد رسمی و بی اعتنایی به قانون مطبوعات ،با ایجاد انحصار عناصری سردفترنما و متظاهر به عدالتخواهی را بعنوان منابع منحصر خبری خویش درنظر گرفته است_ قتل مظلومانه یک سردفتر اسناد رسمی در شهرستان بروجرد را بهانه و مستمسک ادامه حرکت در خط تخریب نهاد سردفتری اسناد رسمی قرار داده است .
تسنیم با وجود قلم بدستانی خیالباف و خود حاکم پندار ، با تعابیری از قبیل :موج سازمان یافته ،ساختارمند ،انحصارطلب،منفعت خواه و ضد شفافیت و ضد گردش آزاد اطلاعات در نهاد سردفتری اسناد رسمی خود را در مقابل اینها می بینند و این حق رابرای سردفتران اسناد رسمی قائل نیست که این نااهلان خیالی را شناسایی وبدانند سردفتران و دفترخانه های متخلف خیالی و اینچنینی کجا و چه کسانی هستند ؟!
نیاز به توضیح نیست که تسنیم ، منابع خبری و قلم بدستان معدود و انحصاری اش (بخوانید انگشت نمایش )متاثر از پو پولیست های جامعه ما که در دهه 80سربرآوردند و خودالیگارش شدند می باشند که به طرز عجیبی دچار تناقض ،تضاد و آشوب های ذهنی و پریشان نویسی هستند برای مثال قلم بدستان تسنیم حیات حرفه سردفتری را رو به زوال می دانند و جوابیه های سردفتران و روابط عمومی های کانون های سردفتری سراسر کشور را تلاش زبونانه برای ادامه حیات این نهاد رو به زوال می فهمند و ازطرفی سردفتری را حرفه ای شریف !ً؟!هم اقبال عمومی مردم را به این حرفه تایید میکنند و هم ادامه وضع موجود را بر نمی تابند ! بی دقتی و پریشانی بقدری است که اینکه وضع سابق چگونه بوده که به وضع موجود رسیده بر تسنیم و قلم بدستانش نامعلوم است !اگر وضع نهاد سردفتری اسناد رسمی بهتر بوده و به وضع بد موجود رسیده است تناقضی است که مسبب آن امثال تسنیم هستند واگر وضع سردفتری اسناد رسمی بدتر بوده و به وضع غیر قابل تحمل امروز برای تسنیم خود حاکمیت پندارو متوهم رسیده است بازهم ابهام درابهام و نوعی خودشیفتگی رسانه ای بیش نیست ؟!
تسنیم و نگارندگانش قوای سه گانه و مراجع انتظامی را به مقابله ، کنترل و فرود آوردن شمشیر برتجاوزات خیالی و فرق سردفتران اسناد رسمی تشویق می کنند و به هنگام دفاع و جوابدهی دست اندرکاران این نهاد در رسانه های محدود و بدون بُردِ خودشان و شبکه های اجتماعی ، با فرافکنی ،غوغا سالاری (و هیاهو ی دو یار گرمابه و گلستان و متواری از سردفتری که نمیدانیم محدود و منحصرا خبرنگار و گزارشگر تسنیمند یا سردفترنما) سردفتران اسناد رسمی را به بهره برداری ،استثمار ،تهدید،غیر شفاف بودن ، انحراف افکار عمومی ،شبهه افکنی ، نفرت پراکنی و منصرف ساختن رسانه ها (بخوانید تسنیم)از دفاع از حقوق عامه ،متهم میکنند ؟!و عوامل این رفتارها و مصادیق آن را هیچگاه مشخص نکرده و در خیال نگه داشته اند در حالیکه حق جامعه و دست اندرکاران نهاد سردفتری اسناد رسمی است که این هنجارشکنان اسنادی را بشناسند و مراقب آنان باشند !
شکی نیست زندگی مردم ایران دچار سختی ها و مرارتهای بسیار سنگین و طاقت فرسایی است و جمعیت 50 هزار نفری خانواده و فرزندان نهاد سردفتری اسناد رسمی نیز از این مشقتها مستثنی نیست و ریشه این معضلات را نیز در سیاستگزاریهای کلان حکومتی باید جستجو کرد اما تسنیم و قلم بدستان انحصاری اش ( بخوانید محدود و انگشت نما)بجای گفتگو با نخبگان و متفکران جامعه برای ارائه راهکار های تولید ثروت و کارآفرینی بطرز مشمئز کننده ای دادستان ها و فرماندهان محترم انتظامی را سپرکرده و پشت سر آنان قایم می شوند و تصمیمات آنان را در زمینه سند خودرو پرفایده بحال مردم قلمدادمیکنند درحالیکه کافی است منصفانه و بدور از سمت گیری و رعایت اصل بی طرفی ، آثار تصمیمات دادستان محترم و مخالفت راهور ناجا با تنظیم سند خودرو در دفترخانه ها رابا حضور در بین جمعیت کثیر حاضر در مراکز تعویض پلاک و ادارات امور مالیاتی و اقتصاد و دارایی ومردم سرگردان در کافی نت ها بررسی و جویا شوند تا 1 مادی و معنوی و خطای آن تصمیمات نادرست روشن گردد
نکته آخر تکرار تاکید تسنیم بر گردش آزاد اطلاعات و شفافیت در حالی مطرح میشود که این خبرگزاری پرابهام بی اعتنا به قانون مطبوعات بطرز آشکاری شایعه و مطالب تفرقه برانگیز منتشر می نماید و بدون اینکه به قانون مطبوعات جهت درج جوابیه های متضررین و آسیب دیدگان از این خبرگزاری ملتزم باشد ، اسامی مالکان و سهامداران تسنیم ،حسابهای مالی و وضعیت مالکیت آن و اخراجی ،مستعفی و یا بازنشسته بودن موسس و مالکانش در افکار عمومی هنوز مشخص و شفاف نیست !اینکه به قصد کتمان کدام انحصار و منفعت ابتدایی ترین اطلاعات مربوط به یک رسانه بر افکارعمومی نامعلوم است مخالف شفافیت ، شبهه ناک و مخالف گردش آزاد اطلاعات ، آزادی بیان و عناصر آن در مفهوم اسلامی و حتی غربی آن می باشد !
برچسب:
نویسنده: اشکان شجاعی